محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )

10

آيين شهردارى ( فارسى )

مذكور را احتساب واجب است و جهش روشن است . و غير مكلف را حسبت واجب نيست و آنچه گفتيم شرط وجوب بود . اما امكان و جواز آن به مقتضاى عقل است حتى بچهء نزديك به بلوغ و صاحب تميز اگرچه مكلف نيست اما لازم است كه بد را بد شمارد و شراب را به زمين ريزد و آلات قمار را بشكند و در اين عمل او را ثواب است ، و كسى به عنوان اينكه وى مكلف نيست نمىتواند بازش دارد ، زيرا اين كار « قربت » و وى اهل قربت است نظير پيشنماز بودن در نماز و ساير قربت‌ها ، و اين حكم جز حكم در باب « ولايت » است . اما بنده و افراد رعيت كه حسبت آنان را روا شمرديم بدين سبب است كه در منع از كار بد و ابطال كار بد نوعى ولايت و سلطنت است ليكن به مجرد داشتن ايمان از آن استفاده مىشود ، مانند قتل مشرك و نابود كردن وسايل او و برگرفتن اسلحهء وى ، زيرا بچه موظف بدان است اما شرط نشده ، پس منع از فسق چون منع از كفر است . دوم ايمان است كه شرط بودن آن پيداست ، زيرا حسبت يارى دين است و از كسى كه منكر اصل دين است چگونه صورت تواند بست . و عدول از مؤمن هم روا نيست زيرا او را سلطنت و استوارى است و كافر خوارمايه است و او را نرسد كه بر مسلمانان فرمان راند . در قرآن آمده : « خداوند دست كافران را بر مؤمنان بازنگذاشته است . » « 1 » محتسب بايد صاحب تدبير و قاطعيت و درشتى در دين و آشنا به احكام شرع باشد تا آنچه را امر مىكند يا از آن بازمىدارد بشناسد ، چه كار نيكو آن است كه شرع نيكو بدارد و بد آن است كه شرع بد بدارد ، چنان كه رسول گرامى فرمايد : هرآنچه مسلمانان نيكو دارندش نيكوست « 2 » . و در معرفت خوب و بد خرد را مداخله نيست و كتاب خدا و سنت حضرت محمد پيغمبر خدا حجت است ، چه بسا نادانى به سبب

--> ( 1 ) - « وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا » ( سورهء 4 « نساء » آيهء 141 ) . ( 2 ) - قوله ( ص ) : « ما استحسنه المسلمون فهو حسن » .